رشتیه میره قم سوهان فروشی وا میکنه اسمشو میذاره "سوهان حاج حسین و پدران"

ترکه با عربه دعواش میشه. هی می خندیده. میگن چرا میخندیدی تو ؟ میگه آخه هرچی من بهش فحش میدادم اون برام قرآن می خوند.

تو قزوین تو یه صف نانوایی یک نفر رو برق میگیره همه میمیرن!

يه بار يه انگشتره ميره قزوين النگو بر ميگرده

تو جاده چالوس تابلو زده بودن از غیرت خود بکاهید!

اصفهانیه جوگیر میشه تاکسی دربست میگیره!

به گوسفنده میگن به چه سبکی دستشویی میکنی میگه به سبک گروه آریان(دونه دونه دونه) !

یه روز یه ترکه از تیر می ره بالا از شهریور می آید پایین

 ترکه می خواسته گردو بشکنه ،گردو را می ذاره زیر پاش با آجر می زنه تو سرش .

رشتی بچه دار میشه! سر کوچه اش یک پلاکارد میزنه با تشکر از اهالی محل !!!!

به ترکه میگن چرا اینقدر سی دیت خش داشت؟  میگه آخه آهنگ قشنگاشو علامت زدم!

ترکه خیلی خوابش میامده  دوتا رختخواب میندازه!

ترکه میره از بانک وام بگیره ضامن نداشته منفجر میشه!

ترکه میره سربازی دور کلاش قرمزی  -  یه روز یه ترکه میخوره زمین هوا میره

یه جانباز 40 درصد با یه جانباز 60 درصد ازدواج میکنه بچشون شهید میشه

به قزوینی میگه چرا زن نمیگیری؟  میگه آخه هنوز برادرزن مورد علاقه ام رو پیدا نکردم!

زن و شوهر رشتی میان تهران بچه دار میشن اسم بچشون رو میذارن هدیه تهرانی

به ترکه میگن یه پستاندار پرنده رو نام ببر میگه مهماندار هواپیما

با تالیا جمله بساز : تا لیاقت نداشته باشی بهت زن نمیدن!

قزوینیه وصیت میکنه که وقتی من مردم منو بسوزونید و از من پودر بچه درست کنید!

لره رو میخواستن شکنجه بدن ، میفرستنش تو یه اتاق گرد میگن یه گوشه بگیر بشین !!!

اگه گفتی که به همه محرمه ؟ سوپر مارکت . چون به همه شیر میده !

قزوینیه کنار زمین فوتبال خوابیده بوده /  بهش میگن پاشو فوتبال شروع شده / میگه نه من برانکاردم !

به لره میگن اگه یه کامیون پر از پول بهت بدن چیکار میکنی ؟ میگه 5000 تومان میگیرم خالیش میکنم !

اون چیه که مردا در میارن زنها جفت میکنن ؟ کفش !

رشتیه از کنکور برمیگشته ازش میپرسن سخت ترین سوال کنکور چی بود ؟ میگه نام پدر !!!

به ترکه میگن 12 فروردین چه روزیه ؟ میگه روزی که میریم جا میگیریم واسه سیزده بدر

یه دختر و پسر کوچولو پیش هم خوابیده بودن . دختره میگه اگه گفتی من پسرم یا دخترم ؟ پسره میگه یه دقیقه صبر کن میره زیر پتو و میاد بالا میگه دختری . میگه از کجا فهمیدی ؟ میگه آخه جورابات صورتی بود !

 

..... در غروب تنهايي تو را به انتظار نشسته ام

به افق دور دست چشمانت پرواز مي كنم

و نام تو را زير لب زمزمه مي كنم

.... و سر مست از لحظه هاي با تو بودن ترانه زندگي را مي سرايم

چشمانم را مي بندم و با قلبم صدايت مي كنم

و قلبم از عطر نگاهت لبريز مي شود

.... مي خواهم حضورت را بر بوم دلم جاودانه كنم

به رقص موزون موهايت نگاه مي كنم به سويت مي ايم

.... تا خستگيهايم را درزلال قلبت مرهم گذارم

بناگاه چون گلبرگهاي گل سرخ در تند باد ابديت محو مي شوي

.... ومن دلتنگ حضورت با گريه اسمان همنوا مي شوم

 

به تو می انديشم ...
ای سرا پا همه خوبی ...
تک و تنها به تو می انديشم ...
به تو می انديشم ...
همه وقت . همه جا ...
من به هر حال که باشم ...
به تو می انديشم ...
تو بدان اين را . تنها تو بدان ...
تو بمان با من . تنها تو بمان ...
به تو می انديشم ...
جای مهتاب به تاريکی شبها تو بتاب ...
من فدای تو .به جاي همه گلها تو بخند ...
من همين يک نفس از جرعه جانم باقیست ...
اخرين جرعه اين جام تهی را تو بنوش ...
پاسخ چلچله ها را تو بگو ...
قصه ابر و هوا را تو بخوان ...
تو بمان با من . تنها تو بمان ...

به تو می انديشم ...

گل من گریه مکن!

اشک تو ساعقه است

تو به هر شعله چشمان ترم می سوزی

بیش از این گریه مکن!

من چو مرغ قفسم

تو در این کنج قفس بال و پرم می سوزی

 

گل من گریه مکن!

سخن از اشک مخواه

که سکوتت گویاست

از نگه کردنت احوال تو را می دانم

دل غربت زده ات

بی نوایی تنهاست.

من وتو می دانیم

چه غمی در دل ماست

!گل من گریه مکن

که در آئینه اشک تو غم من پیداست  

قطره اشک تو داند که غم من دریاست

دل به امید ببند

نا امیدی کفر است

چشم ما بر فرداست

ز تبسم مگریز

در دندان تو در غنچه لب ها زیباست

 

گل من گریه مکن!

               

ای دل خسته تو بگو چرا شکستی

ای دل غمگین چی شده تنها نشستی

دل پس چرا راه گریه هامو بستی

ای شب تو چرا دیگه سحر نداری

از حال دلم مگه خبر نداری

جزغم وغصه واسه دلم چی داری

حالا عکس چشمای تو با یه دنیا اشک تو مشتمه

واسه گریه جا زیاده صدتا خرابه پشتمه

آسمون ابریه اینجا اما بارونی نمیاد

گریه ام برای خنده غربت چشماتو میخوابم

فاصله ها حتی گریه شبام دیگه فایده ای نداره نداره نداره

غربت و غصه توی تقدیر تو قصه

چرا ما باید بسوزیم بسوزیم بسوزیم

 

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20

   

  

شعر و مطالب در دخمرك دات كام